Our village JAHAD ABAD ------------------ جهاد آباد روستای ما


این وبلاگ به منظور ارتباط با مردم خوب روستای جهاد آباد راه اندازی شده است

سال نو مبارک

فرارسیدن نوروز باستانی را به شما عزیزان تبریک عرض نموده سالی سرشار از برکت و خوشدلی و سعادت و سلامت را برای شما آرزو می کنم.

 

   + رضا خسروی - ٢:٢۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢ فروردین ۱۳٩۱

سفر حج

مردم و دوستان خوبم در روستای جهاد آباد

سلام

هم اکنون که توفیق آن به دست آمده که در پایان مهر ماه عازم خانه خدا شوم از همه شما حلالیت طلبیده و درخواست بخشش دارم و اگر نتوانستم حضوری خدمت برسم و خداحافظی کنم عذر تقصیر میخواهم.

انشاالله در خانه خدا و مسجد نبوی دعاگوی شما خواهم بود. شما هم دعا کنید که موفق به زبارت حقیقی و کسب حقایق معنوی شوم. که سخت محتاچ دعا و عنایت الهی هستم.

تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافری است

راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش

خدا نگهدار شما

ارادتمند رضا خسروی

در نقشه های ذیل مسجدالحزام در سمت چپ و صحرای منا در سمت راست به رنگ سفید مشاهده میشوند.

   + رضا خسروی - ٧:۳٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٦ مهر ۱۳٩٠

بعثت پیامبر اکرم حضرت محمد (ص) مبارک باد

بعثت پیامبر مکرم اسلام (ص)

 

             مبعث پیام آور وحی، پیامبر نور و رحمت بر مسلمانان جهان مبارک باد

                                                                     

                      ستاره ای بدرخشید وماه مجلس شد         دل رمیده ما انیس و مونس شد

             نگارمن که به مکتب نرفت وخط ننوشت                       بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد

         ببوی او  دل  بیمار عاشقان  چو صبا                                       فدای عارض نسرین وچشم نرگس شد

                                                                            

«بعثت‏» انقلاب بزرگ برضد جهل، گمراهى، فساد و تباهى است.وسزاوار منت‏گذارى خداوند و در بردارنده حکمت و تربیت است.

محمد به مرز چهل سالگی رسیده بود او هر ساله سه ماه رجب وشعبان ورمضان را در غار حرا ( کوهى در شمال مکه ) به عبادت می گذرانید .

آن شب، شب بیست و هفتم رجب بود که محمد درغار حرا مشغول راز و نیاز با خالق محبوب بود، صدای خجسته و با صلابتی را شنید که او را امر به خواندن کرد  . بعد از سه مرتبه پیامبر نیز با او خواند ؛ بخوان، بخوان به نام پروردگارت که آفرید. همان که انسان را از خون بسته ‏اى خلق کرد. بخوان که پروردگارت از همه بزرگوارتر است، همان که به وسیله قلم تعلیم نمود و به انسان آنچه را نمى‏دانست، یاد داد.

                                                                

آری چه شروع زیبا و کاملی. این آیات از خواندن، خلقت، کیفیت خلقت، شکر و سپاس، علم و دانش و... سخن گفته است، گویی باور خلقت اگر با علم و دانش عجین شود، انسان را به اوج آگاهی می رساند.

محمد، هنگامی که از غار پایین می آمد زیر بار عظیم نبوت و خاتمیت، به جذبه الوهی عشق بر خود می لرزید، از این رو وقتی به خانه رسید به خدیجه که از دیر آمدن او سخت دلواپس شده بود گفت:مرا بپوشان، احساس خستگی و سرما می کنم!

و چون خدیجه علت را جویا شد گفت:آنچه امشب بر من گذشت بیش  از طاقت من بود،‌امشب من به پیامبری برگزیده شدم!

خدیجه که از شادمانی سر از پا نمی شناخت، در حالی که روپوشی پشمی و بلند بر قامت او می پوشانید گفت:من مدتها پیش در انتظار چنین روزی بودم می دانستم که تو با دیگران بسیار فرق داری، اینک به پیشگاه خدا شهادت می دهم که تو آخرین رسول خدایی و به تو ایمان  می آورم.

پس از آن علی که در خانه محمد بود با پیامبر بیعت کرد.

بعد از آن پیامبر اکرم (ص) از جانب خداوند مأموریت یافت تا خویشاوندان خود را به اسلام دعوت کند که این دعوت از دو جهت حائز اهمیت بود :

1- دعوت اقوام می توانست در شروع کار پشتوانه خوبی باشد و اگر آنها دعوت پیامبر (ص) را لبیک می گفتند، شاید کفار مکه جرأت آن همه جسارت را به خود نمی دادند.

2-  خانواده و اقوام اولین زیر ساختاری است که باید اصلاح شود تا جامعه روند اصلاحی خود را زودتر طی کند.

با مطالعه در آیات قرآن هدف ارسال رسولان به خوبی مشخص می شود و آن دستیابی مردم به فهم و درک اجتماعی برای اقامه عدل و قسط است. از بین بردن شرک، احسان به والدین ، وفا به عهد الهی، عدم خیانت به مال یتیم، اجتناب از همه زشتی ها، ممانعت از آدم کشی، صدق و راستی و دوری از دروغ، ممانعت از فرزندکشی و...

                                                 

   + رضا خسروی - ٩:۱٦ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٩ تیر ۱۳٩٠

میلاد علی (ع) مرد سخاوت و شجاعت و عدالت و همه خوبی ها مبارک باد

   + رضا خسروی - ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٦ خرداد ۱۳٩٠

فاطمه فاطمه است

شهادت  حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را به شما تسلیت میگویم.

 

از شخصیت فاطمه سخن گفتن بسیار دشوار است.فاطمه یک زن بود ، آنچنان که اسلام می خواهد که زن باشد.تصویر سیمای او را پیامبر ، خود رسم کرده بود و او را در کوره های سختی و فقر و مبارزه و آموزش های عمیق و شگفت انسانی خویش پرورده و ناب ساخته بود.

وی در همه ابعاد گوناگون ((زن بودن)) نمونه شده بود.

مظهر یک دختر در برابر پدرش

مظهر یک همسر در برابر شویش

مظهر یک مادر در برابر فرزندانش

مظهر یک زن مبارز و مسئول در برابر زمانش و سرنوشت جامعه اش

وی خود یک امام است.یعنی یک نمونه مثالی ، یک تیپ ایده آل برای زن ، یک اسوه ، یک شاهد برای هر زنی که می خواهد شدن خویش را خود انتخاب کند.او با طفولیت شگفتش ، با مبارزه مدامش در دو جبهه داخلی و خارجی ، در خانه پدرش ، خانه همسرش ، در جامعه اش ، در اندیشه و رفتار و زندگی اش ، چگونه بودن را به زن پاسخ می داد.

نمی دانم از او چه بگویم ؟ چگونه بگویم ؟ خواستم از بوسوئه تقلید کنم ، خطیب نامور فرانسه که روزی در مجلسی با حضور لوئی ، از مریم سخن می گفت.گفت هزار و هفتصد سال است که همه سخنوران عالم درباره مریم ، داد سخن داده اند.هزار و هفتصد سال است که همه فیلسوفان و متفکران ملت ها در شرق و غرب ، ارزش های مریم را بیان کرده اند.هزار و هفتصد سال است که شاعران جهان ، در ستایش مریم همه ذوق و قدرت خلاه شان را بکار گرفته اند.هزار و هفتصد سال است که همه هنرمندان ، چهره نگاران و پیکره سازان بشر ، در نشان دادن سیما و حالات مریم هنرمندی های اعجازگر کرده اند.اما مجموعه گفته ها و اندیشه ها و کوشش ها و هنرمندی های همه در طول این قرن های بسیار ، به اندازه این کلمه نتوانسته اند عظمت های مریم را بازگویند که :

((مریم مادر عیسی است))

و من خواستم با چنین شیوه ای از فاطمه بگویم ، باز درماندم :

خواستم بگویم

فاطمه دختر خدیجه بزرگ است

دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم

فاطمه دختر محمد (ص) است

دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم

فاطمه همسر علی (ع) است

دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم

فاطمه مادر حسنین است

دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم

فاطمه مادر زینب است

باز دیدم که فاطمه نیست.

نه ، اینها همه هست و این همه فاطمه نیست.

فاطمه ، فاطمه است.

کتاب ((فاطمه ، فاطمه است)) – نوشته : دکتر علی شریعتی

   + رضا خسروی - ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٠

نوروز 90 مبارک

فرارسیدن سال نو را به همه هموطنان خوب خودم تبریک میگویم.  انشاالله که سالی پربرکت در پیش رو داشته باشید.

دید و بازدید و عیدی دادن را که از سنت های خوب عید سعید باستانی است فراموش نکنید. مخصوصآ به بچه ها عیدی بدهید. حتی به  پیرمردها و  پیر زنان  که بزرگان خانواده هستند عیدی بدهید. اینها خاطراتی میشود که در ذهن کوچکترها نقش می بندد و بزرگترها هم احساس میکنند که تنها نیستند.

شادکامی و موفقیت شما را از درگاه خدای بزرگ خواهانم.

   + رضا خسروی - ۱:۱٢ ‎ب.ظ ; جمعه ٥ فروردین ۱۳٩٠

عاشورای 89

عاشورای 89

شهادت سرور و سالار شهیدان حسین (ع) و یاران با وفایش را به شما تسلیت میگویم .

هر سال روزهای عاشورا را در جمع عزاداران خوب روستایمان هستم . امسال دو دل بودم که آیا برای عزاداری به روستا بروم یا نه؟ چرا که بعضی ها نصیحت میکردند که امسال به روستا نیا که دو دستگی هست. و من سخت در فکر بودم که چه کار کنم؟ بالاخره صبح روز عاشورا طاقت نیاوردم و به روستا رفتم. مثل همیشه دسته های زنجیرزنی و سینه زنی به حرکت در آمده بودند و آقای علیرضا نریمانی هم که یک روحانی است مشغول سخنرانی بود و مردم را به وحدت دعوت میکرد. ایشان همچنین از توانمندان میخواست که در ساخت مسجد و حسینیه کمک کنند.

پس از سخنرانی ایشان دسته های عزاداری به حرکت درآمدند. دسته های سینه زن کسی را نداشتند که برایشان نوحه خوانی کند. من هم دوست داشتم در کناری باشم تا دیگران این وظیفه را انجام دهند. ولی کسی پیش قدم نمی شد. از من خواستند که دسته سینه زنها را هدایت کنم. شروع کردم و تا برسیم به گلستان شهدا من نوحه خواندم و دیگران هم جواب میدادند.

امروز امام ما را ای وای تشنه کشتند

سلطان کربلا را ای وای تشنه کشتند

این شعر جوابی بود که مردم میدادند و من میخواندم. از من خواستند که زیارت عاشورا را بخوانم. چون سالیان درازی است که من زیارت عاشورا را میخوانم. به غیر از سال گذشته که نگذاشتند. زیارت عاشورا با شور و عشق خوانده شد و در بین آن یادی از مرحوم امیر شد که سال گذشته برای ما نوحه سرائی میکرد. و صدای ضبط شده امیر از ضبط صوت پخش شد.

پس از آن دویاره سینه زنی بود و زنجیر زنی تا اینکه نماز ظهر شد. و نماز ظهر به امامت آقای نریمانی برگزار شد و اذان را هم آقای سعید خسروی فرزند شیخ اسماعیل خواند که چقدر زیبا بود. صدای ایشان برای خواندن قران عالی است. خدا او را برای ما حفظ کند. که همچون پدرش خوش صداست و زحمت کش. و البته اسلام دوست است و مبارز و اهل حق و حقیقت.

من معمولا دوست دارم خاطراتم را بنویسم و حالا هم چند خط مینویسم. هم در تاریخ می ماند و هم شاید برای شما جالب باشد. البته نمیدانم چند نفر به این وبلاگ سر میزنند و آیا اگر سرزدند حوصله خواندن دارند یا نه؟

1-      مردم روستا در سینه زدن جواب نوحه خوان را نمیدهند و این عذابی است برای نوحه خوان. مخصوصآ اگر بلند گو هم نباشد.

2-      سر و صدای زنجیر زن ها معمولا مزاحم است که بهترین بلندگو و اکو را برای خود بر میدارند و یک بلندگوی دستی به نوحه خوان سینه زنها میدهند. تازه صدای طبل هم که بسیار گوش خراش است و اصلا نمیگذارد صدا به صدا برسد.

3-      بیشتر آنها هم که می آیند عزاداری تماشاچی هستند و هر چند نفری مثل این که سالیان درازی است هم را ندیده اند با هم صحبت میکنند و آن عقب های دسته و یا در کنار دسته راه میروند و با هم صحبت میکنند.

4-      نوحه خوان که میخواند صدای او میگیرد و لازم است که گلوئی تر کند. در دیگر شهرستانها معمولآ آب گرم و شیر گرم به اینها تعارف میکنند تا گلوئی تر کنند و در نوحه خواندن با اشکال مواجه نشوند. اما مردم روستای ما آبی نمی آورند. و اگر نوحه خوان بخواهد آبی بیاورند یک نفر یک لیوان آب سرد به دست او میدهد و اینجاست که دیگر صدای نوحه خوان کاملآ بند می آید. خدای را شکر که امروز آب خواستم و دوستم آقا ذبیح الله لطف الله آب ولرم به دستم داد.

5-      نوحه خوان های ما هم خدا را شکر زیادند و امسال علی عباس آقا هم اضافه شد که من بلند گو را به او دادم تا قدری بخواند و بالاخره عرضه اندامی کرد. خدا اجرش دهد.

6-      عباس آقا پسر شیخ محمد علی هم میاندار دسته سینه زنهاست و شعرهای مرا از حفظ است و خودش دم گردانی میکند. خیلی با حال است. خدا براش خوش بخواد.

7-      نوحه خوانهای ما هم زیادند و معمولا در دسته زنجیر زنها که حمیدآقای حیاتقلی یکی از آنهاست. خوش صداست و خیلی زحمتکش و هر شب مجلس را در مسجد گرم میکند. خدا او را برای ما حفظ کند.

8-      حسین آقای حبیب الله هم خیلی خوب میخواند و عاشق خواندن برای امام حسین است. او باجناق مرحوم امیر است. اگر کمی به خودش برسد و سیگار نکشد میتواند نوحه سرای خوبی باشد. معلوم بود در این محرم خیلی خسته شده است.

9-      بهرام آقا رضا هم همیشه کتابی در دست دارد که بخواند منتهی کمتر فرصت پیدا میکند و کمی خجالتی و محجوب است. انشالله رو پیدا کند و بخواند. و کمی هم کتابهای دیگر را بخواند.

10-   عباس آقا صفر هم از قدیم در دسته زنجیر زنها بوده است. از زمانهای خیلی قدیم. صدای قوی و خوبی دارد. امسال کمتر به او فرصت خواندن دادند. من نمیدانم این بلندگو چیست که هر که میگیرد ول نمیکند. به او گفتم اگر هر کس 15 دقیقه بخواند نوبت به همه میرسد که برای رضای خدا عزاداری کنند. همینجا بگویم که بیشتر به آنها که صدای خوبی دارند باید فرصت داد.

11-   آقای علی میرزا صفر برادر عباس آقا هم در قدیم ها میخواند ولی چند سالی است بازنشسته شده. یادم نمیرود یک روز که من بچه بودم یک دم برای علی اکبر گرفت که من هنوز آن صحنه را در خاطر دارم.

12-   آقا محسن داماد مرحوم علی اصفهانی هم قدیم ها میخواند ولی نمیدانم چرا دیگر نمیخواند. یادی از او و دیگران کردم که در تاریخ ثبت شود.

13-   تعداد زیادی هم فیلمبرداری میکردند و عکس میانداختند با دوربین یا با موبایل. من چند عکس گرفتم اما خوب نشدند. آقا بیژن علیمیرزا هر سال فیلمبرداری میکند و باید آرشیو خوبی داشته باشد. اگر چند تا از عکسهای امروز 25 آذر 89 را بفرستد روی سایت میگذارم و ممنون میشوم.

14-   حاج آقا هم امروز تبلیغ کتابهایش را میکرد که بفروشد. گفتم کتابهای خوبی است اما بهتر است تحلیلی بنویسید. امروز به کمک اینترنت میشود هر موضوعی را جستجو کرد و پیرامون آن آیات قران و احادیث و شعر گردآوری کرد و آن را کتاب کرد این زیاد ارزشی ندارد. اگر یک کتاب تحلیلی و انتقادی نوشتیم کاری کرده ایم. اگر کسی کتابی همچون کتابهای مرتضی مردیها نوشت مهم است.

15-   ظهر که شد و نماز گذاردیم هنوز سلام تمام نشده بود که همه هجوم بردند به طرف مراکز توزیع نهار که برای امام حسین خرجی میدادند. خدا از همه آنها قبول کند. همه رفتند و نوحه خوانها و طبالها و بلندگوچی ها تنها ماندند و کسی نبود که آنها را به منزل ببرد برای نهار خوردن. در صورتی که باید مردم قدر اینها را بدانند و با احترام اینها را ببرند برای غذا خوردن. هنوز مردم ما این رسم را خوب نیاموخته اند هرچنند سفره های خوبی میاندازند که قابل تحسین است.

16-   میلیون تومان هزینه این نذری ها میشود ولی چرا اینها را در موارد بهتری هزینه نمیکنند تا دختر فقیری را به خانه بخت بفرستند. فقیری را از فقر برهانند و جوانی را کمک کنند تا کاری راه بیاندازد. حسین میخواست فقر نباشد چون تا وقتی فقر هست فساد هم هست. و حسین با فساد مخالف بود. حسین شهید نشد تا ما برای او خرجی بدهیم. ولی اینها به این زودی ها درست نمیشود. خدا به فریاد ما برسد.

17-   امروز ما برای حسین عزاداری کردیم و این حقی است که حسین بر ما دارد اما بگذارید جمله ای از معلم شهید دکتر شریعتی بنویسم که:

"حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود اما افسوس که به جای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگترین درد او را بی آبی معرفی کردند!"

خداوند همه ما از پیروان واقعی امام حسین قرار دهد.

شما هم خاطرات خود را بنویسید. روزی به درد میخورد.

 

 

   + رضا خسروی - ٧:۱٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸٩

آب و رمضان

سلام بر مردم خوب روستای جهاد آباد. فرارسیدن ماه رمضان را به شما تبریک میگویم. انشاالله که خداوند به همه ما سعادت روزه گرفتن عطا کند. و موفق شویم که در این ماه مبارک رمضان به عبادت بپردازیم و خودسازی کنیم.

روزهای ماه مبارک در مرداد خیلی طولانی است و از ساعت 5 صبح تا 8 بعد از ظهر میشود 15 ساعت که در این 15 ساعت باید نخوریم و نیاشامیم و کلآ از آنچه روزه را باطل میکند خودداری کنیم........

  ادامه مطلب  
   + رضا خسروی - ٦:٥٧ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٩ امرداد ۱۳۸٩
← صفحه بعد